پیشینه

از یاد تو بر نداشتم دست

دل هست به یاد نرگست مست هنوز
گر حال مرا حبیب پرسد گویم
بیمار غمت را نفسی هست هنوز

استاد شهریار

کشتی

سه دهه پیش بود که وارد کار تخصصی ای‌نهنگ فعلی شدیم. آن زمان صدای کامپیوتر و موسیقی نواختن با آن ما را راضی می‌کرد که بیشتر با آن کار کنیم.

در حدود سه دهه با ابزارهای بیشتر در زمینه هنر و موسیقی آشنا شدیم و تعدادی پویا نمایی از جمله کارهایی مثل انیمیشن توآتا، داستان داروگ، داستان سه دلفین و غیره به عنوان پروژه‌های جدی‌تر کاری تعریف کردیم.

دریا، نور و جلوه‌های سرزمینی که در آن زندگی می‌کردیم انگیزه ادامه کار بوده است تا به امروز.هنر، از مدرن گرفته تا غیر آن بخشی از وجود اهالی ایران بوده است:

♫♫
من که فرزند این سرزمینم، در پی توشه‌ای، خوشه چینم
شادم از پیشه خوشه چینی، رمز شادی بخوان از جبینم
من که فرزند این سرزمینم، در پی توشه ای ، خوشه چینم
شادم از پیشه خوشه چینی، رمز شادی بخوان از جبینم
قلب ما، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما، بود بهر آبادی این سامان

خوشه چین، کجا اشک محنت به دامن ریزد خوشه چین، کجا دست حسرت زند بر دامان
ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن، همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن، گه از این سو به آن سو پریدن
قلب ما، بود مملو از شادی بی پایان

سعی ما، بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین، کجا دست حسرت زند بر دامان برپا بود جشن انگور، ای افسون گر نغمه پرداز
برپا بود جشن انگور، ای افسون گر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل، با شور و شعف نغمه کن ساز
قلب ما، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان


خوشه چین، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین، کجا دست حسرت زند بر دامان
خوشه چین، کجا دست حسرت زند بر دامان