چالش نهنگ آبی چیست؟

 از آن روز که من "نهنگ آبی"[2] را دیدم سال­ها می­‌گذرد. من خردسال بودم که با پدرم به کنار رود کارون رفته بودیم. در آن لحظه با پدرم کنار سکوی منتهی به دهانه دریا رفتیم، و چون من خردسال بودم و کوچک­تر از حتی یک آدم معمولی، خودم را دقیقا وسط دریا احساس کردم. از آن­جا به آب سبز رنگ پایین زیر پایم نگاه کردم و دسته های ماهی کوچک و ریزی را دیدم که دسته جمعی شنا می­کردند. تلالو آب، آن روز، مرا تا مدت­ها مجذوب دریا کرد.

 اول آب

 بعد رود،

 بعد دریا،

 بعد اقیانوس

 هنوز معلوم نبود دقیقا چیست که مرا متاثر می­کند. آن آبی بیکران آسمان بالایش. مدت­ها فکر می­کردم که برای تلالو علاقه کودکی ام باید به محیط زیست دریا بپردازم و تلاشم را برای حفظ آن بکنم. دیدم که محیط زیست بدون کشتی­های دریایی و قایق­ها و توجه به آن­ها حفظ شدنی نیست.

 مطالعاتم را به سمت ساخت کشتی­ها و قایق­ها بردم. بعد دیدم که حفظ محیط زیست به کشتی و قایق تنها ربط ندارد، بلکه به مردم سوار آن ربط دارد.

 مطالعاتم را در مورد مردم افزایش دادم. مکررا وقتی به مردم و دریا به انسان و آب فکر می­کردم، دوست داشتم ارتباط آن­ها با هم مانند ارتباط یونس و نهنگ باشد. نهنگ، این اسطوره اساطیر جهان، حلقه گمشده تنفس دریایی و تنفس خشکی، این آرام ماندگار از کهن، این موجود بی آزار، بزرگترین آفریده دریاها، و اقیانوس.

 "صدای نهنگ"[3] تنها صدایی است که در آسمان­ها از زمین وجود دارد. سال­ها به نهنگ فکر می­کردم. نهنگ آبی از پستوهای ذهنم به تصویر آمد. بازی نهنگ آبی بر روی موج­های آبی. دلفین­های بازیگوش، همه نهنگ­هایی هستند که با انسان خو گرفته اند آن­ها اصلا ماهی نیستند. دست­ها و پاهای تغییر شکل یافته شان به حرکت آن­ها در آب کمک می­کند.

 اکنون، جستجوی نهنگ یکی یکی نهنگ­‌هایی را نشان می­‌دهد که مظلومانه کنار ساحل افتاده، مرده اند. شاید اثر امواج مخرب صادره انسانی را خورده‌اند.

 فرقی بین خودم و آن­ها نمی­بینم. سال­ها، آسمان دریا یکی از صاف­ترین آسمان­های دنیا بوده، چنانکه مسیرهای دریایی با فانوس­ها نشانه گذاری می­شد. آن­گاه با قطب نمای کوچکی سوار بر کشتی اچ.ام.اس. بیگل[4] می­توانستی در پهنای بیکران اقیانوس، سایه نهنگی که آرام از کنارت می­گذشت را ببینی، و در آسمان بالا جبار شکارچی راهنمایت بوده است. تا بتوانی به وسیله ستارگان راهیابی کنی. و می­گفتند پدربزرگ این نهنگ­ها در جایی کل دنیا را به دوش گرفته و بار همه عالم بر روی او است.

 اکنون، فضای آسمان­ها تا شعاع­های چند کیلومتری از شهرها مملو از آلودگی­‌های نوری، گازهای گلخانه‌ای و ترکش­‌هایی است که انسان‌­ها نه تنها به بدنه دریا، هوا، و آسمان و بلکه به نهنگ‌­ها می­‌زنند. اما دور نیست. نهنگ در اصل خود ما است که دارد میان دریاها برای بقا مقاومت می­‌کند.

 زندگی هیجان انگیز نهنگ­ها سال­ها در خیال من بود، و هنوز هم در ذهن من خاطره هایی ثبت می‌­کند.

 برای نهنگ اساطیر و داستان­های بسیاری را تا به حال نقل کرده اند. از جمله این­که در زمان­های بسیار دور جغرافیای دنیا بر پشت نهنگی استوار بوده است، و زندگی مردم، اقتصاد آن­ها و حتی خیال­پردازی­های آن­ها از فضا نیز تحت تاثیر آن نهنگ بوده است.

 ما سال­ها با اندیشه های اساطیری چون داستان­های اژدها، نهنگ و غیره زندگی کرده ایم و برایمان ناآشنا نیستند. به همین دلیل است که می­خواهیم با تکیه بر افسانه ها که در پشت هر یک داستانی تاریخی و واقعی نهفته است، راه خود را بیابیم تا بلکه اندکی خود را به مقصد زنده کردن آرمان­ها و اسطوره های نیک نزدیک­تر کنیم.

 منبع: نشریه «نهنگ نو»، شماره هفتم. سال دوم.

پیشنهاد: دانلود محصول بازی نهنگ آبی، نسخه اندرویدی از محصولات فناروی


 [1] - چالش نهنگ آبی به روسی: Синий кит

 [2] - Blue Whale

 [3] - دیسک طلایی که توسط #کاوشگر وویجر در سال 1977 در #فضا پرتاب شد، هم اکنون از منظومه شمسی خارج شده است. این دیسک حاوی پیام هایی از جمله شعر سعدی و صدای یک نهنگ می باشد.

[4] - H.M.S. Beagle