ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولی را

  • تصویر مسجد نصیرالملک شیراز
    تصویر مسجد نصیرالملک شیراز

مثنوی معنوی دفتر اول - بخش ۳

ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولی را

شه چو عجز آن حکيمان را بديد/پا برهنه جانب مسجد دويد

رفت در مسجد سوي محراب شد/سجدهگاه از اشک شه پر آب شد

چون به خويش آمد ز غرقاب فنا/خوش زبان بگشاد در مدح و دعا

کاي کمينه بخششت ملک جهان/من چه گويم چون تو ميداني نهان

اي هميشه حاجت ما را پناه/بار ديگر ما غلط کرديم راه/

ليک گفتي گرچه ميدانم سرت/زود هم پيدا کنش بر ظاهرت/

چون برآورد از ميان جان خروش/اندر آمد بحر بخشايش به جوش/

درميان گريه خوابش در ربود/ديد در خواب او که پيري رو نمود/

گفت اي شه مژده حاجاتت رواست/گر غريبي آيدت فردا ز ماست

چونک آيد او حکيمي حاذقست/صادقش دان کو امين و صادقست

در علاجش سحر مطلق را ببين/در مزاجش قدرت حق را ببين

چون رسيد آن وعدهگاه و روز شد/آفتاب از شرق اخترسوز شد

بود اندر منظره شه منتظر/تا ببيند آنچ بنمودند سر

ديد شخصي فاضلي پر مايهاي/آفتابي درميان سايهاي

ميرسيد از دور مانند هلال/نيست بود و هست بر شکل خيال

نيستوش باشد خيال اندر روان/تو جهاني بر خيالي بين روان

بر خيالي صلحشان و جنگشان/وز خيالي فخرشان و ننگشان

آن خيالاتي که دام اولياست/عکس مهرويان بستان خداست

آن خيالي که شه اندر خواب ديد/در رخ مهمان همي آمد پديد

شه به جاي حاجبان فا پيش رفت/پيش آن مهمان غيب خويش رفت

هر دو بحري آشنا آموخته/هر دو جان بي دوختن بر دوخته

گفت معشوقم تو بودستي نه آن/ليک کار از کار خيزد در جهانش

اي مرا تو مصطفي من چو عمر/از براي خدمتت بندم کمر

دانلود ویدئو از کانال پارچینا: @parchina